۱۴۰۵ تیر ۱۳, شنبه

لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد

 لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد


جنازه گرداندن یا  مراسم تشییع علی خامنه‌ای در مصلای تهران - ۱٣ تیر ۱۴۰۵ REUTERS - Murad Sezer

جوناتان پیرون، کارشناس خاورمیانه در مرکز مطالعات سیاسی بلژیک (اِتوپیا-Etopia) به روزنامۀ فرانسوی لیبراسیون می‌گوید اگر مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع پدرش حضور نیابد، چالشی جدی برای حاکمیت ایجاد خواهد شد و حتی ممکن است به یک بحران داخلی بینجامد.

روزنامۀ لیبراسیون از جوناتان پیرون می‌پرسد: «اگر مجتبی خامنه‌ای در مراسم تشییع حضور پیدا نکند، چه پیامدهایی خواهد داشت؟»

جوناتان پیرون پاسخ می‌دهد: «این مسئله می‌تواند به چالشی جدی برای حاکمیت تبدیل شود و به‌طور قابل توجهی آن را تضعیف کند. جای شگفتی دارد که نزدیک به چهار ماه پس از انتصاب او، نه هیچ تصویر یا ویدئویی از وی منتشر شده و نه حتی پیام صوتی ضبط‌شده‌ای از او در دسترس قرار گرفته است...»

پیرون می‌افزاید: «اگر او در این مراسم حاضر نشود، این پرسش جدی مطرح خواهد شد که در عمل چه کسی کشور را اداره می‌کند. در این صورت، نظام نه‌ تنها در عرصه بین‌المللی، بلکه در برابر افکار عمومی داخل کشور نیز با بحران مشروعیت روبرو خواهد شد. بسیاری خواهند پرسید: اگر او واقعاً رهبر نظام است، چرا همچنان از انظار عمومی پنهان مانده است؟»

به عقیدۀ جوناتان پیرون «چنین وضعیتی می‌تواند به بروز یک بحران داخلی منجر شود، زیرا ساختار جمهوری اسلامی همچنان بر محور جایگاه رهبر استوار است. در گذشته، علی خامنه‌ای در تمام مراسم تشییع و بزرگداشت شخصیت‌های مهم حضور می‌یافت، از جمله در مراسم تشییع قاسم سلیمانی...»

لیبراسیون گوشزد می‌کند که شاید طبق استدلال رژیم، مجتبی خامنه‌ای به دلیل تهدیدهای اسرائیل ناچار است از انظار عمومی پنهان بماند. ولی جوناتان پیرون یادآور می‌شود که در نظام ارزشی جمهوری اسلامی کشته شدن عذر محسوب نمی‌شود. او می‌گوید: «ظاهراً حتی رژیم از ایالات متحده خواسته است که مانع هرگونه حملۀ اسرائیل در جریان مراسم شود. با این حال، چنین استدلالی برای افکار عمومی قانع‌کننده نخواهد بود، زیرا این مراسم اساساً بر "شهادت" علی خامنه‌ای استوار است.»

لیبراسیون می‌پرسد آیا غیبت مجتبی خامنه‌ای باعث فعال‌تر شدن جریان‌های تندرو و مخالف مذاکرات تهران و واشنگتن نخواهد شد؟ جوناتان پیرون پاسخ می‌دهد: « بله، زیرا انتقادها از زمانی کاهش یافت که رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد از توافق حمایت می‌کند. او موضع خود را اعلام کرد، تصمیم‌هایی گرفته شد و اجماعی به دست آمد. پیام مجتبی از این جهت نیز جالب بود که در امتداد شیوه پدرش قرار داشت، یعنی کوشش برای این که مسئولیت مستقیم تصمیم‌ها را تا حد امکان بر عهده نگیرد. او تأکید کرد که از توافقی که دولت پزشکیان انجام داده حمایت می‌کند تا مبادا اجماع سیاسی آسیب ببیند. به این ترتیب رهبر جدید، مسئولیت اصلی را متوجه پزشکیان کرد و او به "سپر بلا"ی نظام تبدیل شد.»

در پایان، جوناتان پیرون در بارۀ مذاکرات تهران و واشنگتن می‌گوید: «این مذاکرات به کندی پیش می‌رود. اگرچه چارچوب فنی گفتگوها حفظ شده اما اعتماد متقابل همچنان شکل نگرفته است. حکومت ایران در نحوه پیشبرد مذاکرات بسیار محتاط عمل می‌کند و این احتمال را منتفی نمی‌داند که جنگ هر لحظه از سر گرفته شود. تهران با اتکا به عامل زمان می‌کوشد تضمین‌هایی برای اجرای توافق به دست آورد، هرچند برداشتش از مفاد این توافق با تفسیر آمریکا یکسان نیست.»

جوناتان پیرون می‌افزاید: «در این میان، توافقی که اواخر ژوئن میان اسرائیل و لبنان امضا شد به مانع مهمی تبدیل شده. از نگاه ایران، این توافق عملاً به ارتش اسرائیل اجازه می‌دهد برای مدت نامحدود در جنوب لبنان باقی بماند، زیرا خلع سلاح کامل حزب‌الله را پیش‌شرط قرار داده است. مقام‌های جمهوری اسلامی معتقدند این توافق که با نقش‌آفرینی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا به دست آمد، با نسخه‌ای که خود در مذاکرات با جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بر سر آن به تفاهم رسیده بودند، در تضاد است...»

 :در بارۀ همین موضوع

۱۴۰۵ تیر ۱۲, جمعه

برگزاری آکسیون‌ها - هلاکت سرکرده سرکوبگر رژیم در کرمانشاه در درگیری مسلحانه - مجلس ارتجاع - عکس از آرشیو حمایت ۸۴ عضو مجلس ارتجاع از بیانیه خبرگان - یک کودتا علیه مجتبی خامنه‌ای در جریان است -مهم‌ترین اخبار ایران و جهان در ۶۰ ثانیه مهم‌ترین خبرهای ایران و جهان

 گزیده اخبار-         برگزاری آکسیون‌ها  -  هلاکت سرکرده سرکوبگر رژیم در کرمانشاه در درگیری مسلحانه - مجلس ارتجاع - عکس از آرشیو حمایت ۸۴ عضو مجلس ارتجاع از بیانیه خبرگان - یک کودتا علیه مجتبی خامنه‌ای در جریان است -مهم‌ترین اخبار ایران و جهان در ۶۰ ثانیه مهم‌ترین خبرهای ایران و جهان

  •  برگزاری آکسیون‌ها و میزهای کتاب در شهرهای اروپا در همبستگی با قیام مردم ایران

    برگزاری آکسیون‌ها و میزهای کتاب در شهرهای اروپا در همبستگی با قیام مردم ایران و گرامیداشت سالروز آزادی مریم رجوی

    • در آستانه سوم ژوئیه، سالروز آزادی خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، و سالروز شکست کودتای رژیم علیه مقاومت و مردم ایران، در کنار یکدیگر مقابل سفارت رژیم آخوندی در برلین گرد آمدیم. ۱۲۱ روز تحصن، ایستادگی، مقاومت و همبستگی نماد اراده‌ای بود که در برابر سرکوب و استبداد تسلیم نشد. امروز نیز سالروز آزادی را گرامی داشتیم و با صدایی رسا فریاد زدیم: ‌مریم، مهر تابان؛ می‌بریمش به تهران‌. و بار دیگر با هم‌پیمان بستیم: ‌عهد مریم، عهد ماست؛ پیروزی از آنِ ماست‌. درود بر همه زنان پیشتاز مقاومت، آزادی و برابری؛ و درود بر همه آزادیخواهان که برای ایرانی آزاد ...

۱۴۰۴ آذر ۲۰, پنجشنبه

مرحله پایانی نبرد آزادی و استبداد در ایران

 

مرحله پایانی نبرد آزادی و استبداد در ایران

قیام مردم ایران
قیام مردم ایران

صورت مسئله‌ی ایران، سال‌هاست که از یک موضوع مقطعی یا موقتی گذر کرده و به حقیقتی پایدار و تثبیت‌شده در ساحت زمان تبدیل شده است؛ حقیقتی که هیچ رخداد دست‌ساز حکومتی، هیچ عملیات رسانه‌یی و هیچ پدیده‌سازیِ امنیتی قادر نیست آن را پنهان یا بی‌اثر کند. این صورت مسئله روشن و یک‌سویه است: نفی حاکمیت ولایت فقیه از سوی اکثریت مردم. این اراده‌ی جمعی نه محصول موج‌های هیجانی است و نه وابسته به تضادهای زودگذر؛ بلکه ریشه در تجربه‌ی تاریخی، حافظه‌ی جمعی و آگاهی اجتماعی مردمی دارد که دهه‌هاست زیر فشار یک نظام تمامیت‌خواه ایستاده‌اند. هیچ عامل سیاسی، اقتصادی یا امنیتی نتوانسته و نمی‌تواند این صورت مسئله را تغییر دهد.

 

حاکمیت کوشیده است با تحمیل حداکثر فقر، تورم و بحران معیشتی، کمر جامعه را خم کند؛ گمان و قصدش این است که سفره‌ی خالی، اراده‌ی اعتراض را از مردم بگیرد. اما برخلاف انتظارش، فشار اقتصادی نه به تسلیم، بلکه به تعمیق نارضایتی و گسترش آگاهی عمومی نسبت به ترفند‌های حکومت انجامیده است؛ طوری که جامعه‌ی ایران درک روشنی از رابطه‌ی مستقیم میان سیاست‌های حاکمیت و وضعیت فروپاشیده‌ی اقتصادی دارد. مردم فقط قربانیان بحران نیستند، بلکه فراتر از آن، تحلیل‌گران جزئیات آن شده‌اند. به همین دلیل، اتاق فکر نظام هیچ‌گاه نتوانسته‌ است ــ و هرگز نخواهد توانست ــ خواست تغییر بنیادین را از میان بردارد.

 

در دانشگاه‌ها نیز همان سیاست کهنه به‌کار گرفته شده است: زدودن هویت تاریخی، صنفی و اجتماعیِ دانشجو؛ تبدیل دانشگاه به حاشیه‌یی مطیع و بی‌واکنش و بی‌قدرت. اما تاریخ دانشگاه در ایران همواره کابوس دیکتاتورهاست. این تاریخ نشان می‌دهد که هر دوره‌یی که سرکوب تشدید شده، ریشه‌های روح آزادی‌خواهی نیز نیرومندتر از گذشته گسترش یافته و در موعد ناگزیر، سر برآورده است. مطالبه‌ی آزادیِ اندیشه، رسالت نقد و پرسشگری و استقلال دانشگاه، سه عامل کابوس‌ساز علیه حاکمیت‌های مرتجع بوده‌اند و هستند. به‌دلیل همین ریشه‌ی تاریخی، حکومت آخوندی بارها کوشیده است دانشگاه را به سکون بکشاند، اما دانشگاه، به محض باز شدن روزنه‌یی کوچک، بار دیگر مرکز روشنفکری و مقاومت می‌شود.

 

در سطح اجتماعی نیز حاکمیت تا توانسته، به تمهید ویروس‌پراکنی پرداخته است؛ از ایجاد هراس تا پخش شایعات، تا ساختن دشمنان خیالی و بحران‌های مصنوعی. هدف، همیشه یک چیز بوده است: منحرف کردن افکار عمومی از مطالبه‌ی اصلی. اما این تلاش‌ها هیچ‌گاه نتوانسته‌اند خواست نفی حاکمیت را از حافظه‌ی اجتماعی پاک کنند. این خواسته با میلیون‌ها ذهن عجین شده و میان‌شان پل زده است.

 

حاکمیت به هر عرصه‌یی که وارد می‌شود، درنهایت به دیوار نفی خود برمی‌خورد؛ تعارضی که دیگر فرجامی جز پایان ندارد. امروز آزادی و استبداد در ایران، پس از دوره‌های طولانی نبرد تاریخی، به مرحله‌ی نهایی رویارویی رسیده‌اند. اخبار و تحولات درون نظام، همراه با شرایط اجتماعی، منطقه‌یی و بین‌المللی، همگی نشان می‌دهند که حاکمیت هیچ راه گریز از این مرحله‌ی پایانی ندارد. اگر شرطی در میان باشد، تنها و تنها در سوی مردم است: این‌که هزینه‌ی جمعیِ تعیین تکلیف این فصل تاریخی را بپذیرند و آن را به فعلیتِ تحقق برسانند. سرنوشت آینده در انتظار پیوند جمعیِ این اراده است.  

نقض فراگیر کرامت انسانی: ایران در برابر «اعلامیه جهانی حقوق‌بشر»

 

نقض فراگیر کرامت انسانی: ایران در برابر «اعلامیه جهانی حقوق‌بشر»

اعلامیه جهانی حقوق‌بشر
اعلامیه جهانی حقوق‌بشر

در سالگرد تصویب «اعلامیه جهانی حقوق‌بشر»(UDHR) در دسامبر ۱۹۴۸، تأمل در وضعیت ایران یک تضاد عمیق تاریخی و فلسفی را آشکار می‌سازد. این اعلامیه که پس از خون‌ریزی‌های وحشتناک جنگ جهانی دوم تدوین شد، تلاشی بود برای مکتوب کردن حداقل‌های حقوق فردی و وادار ساختن نظام‌های سیاسی به احترام به کرامت انسانی. ریشه‌های این اعلامیه نه تنها در ویرانی‌های قرن بیستم، بلکه در اعصار پیشین و به‌ویژه در عصر روشنگری و «انقلاب کبیر فرانسه» نهفته است؛ انقلابی که مفاهیم بنیادین دموکراسی، آزادی، برابری، تفکیک قوا و حقوق شهروندی را به جهان معرفی کرد.

در واقع، عبارت «حقوق‌بشر» نخستین بار در «اعلامیه حقوق‌بشر و شهروند»(۱۷۸۹) فرانسه به تصویب رسید و سنگ‌بنای قوانین اساسی بسیاری از کشورهای مدرن شد. اما در ایران تحت حاکمیت استبداد دینی، این دست‌آوردهای قرون و اعصار بشریت به‌طور سیستماتیک لگدمال شده است.

 

نقض فاحش حقوق‌بشر در ایران تحت انقیاد

با نگاهی قاطع به شرایط کنونی ایران، می‌توان نتیجه گرفت که تمام مفاد سی‌گانه «اعلامیه جهانی حقوق‌بشر» مصوب ۱۹۴۸ نقض شده و جایی برای کرامت و حرمت انسان باقی نمانده است. برای اثبات این مدعا، نیازی به بررسی همه مواد نیست؛ مرور ۳ماده اول کفایت می‌کند.

ماده اول اعلامیه، انسان‌ها را آزاد و برابر در حرمت و حقوق می‌داند. با این حال، گزارش‌های رسمی حکومتی خود اعتراف می‌کنند که «بیش از یک میلیون نفر در استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان، گلستان، کرمان و آذربایجان غربی با معضل بی‌شناسنامه‌گی روبه‌رو هستند، معضلی که نشان می‌دهد سیستان و بلوچستان رکورددار و صدرنشین جدول بی‌هویت‌های کشور است»(انتخاب ۱۹دی ۱۴۰۳). در چنین فضایی، سخن گفتن از آزاد زاده‌شدن و تساوی حقوق، بی‌معناست.

ماده دوم، بر تساوی انسان‌ها فارغ از هر گونه تمایز نژادی، مذهبی، جنسیتی یا عقیدتی تأکید می‌کند. اما ایران اشغال‌شده، سرزمینی است که در آن تبعیض علیه اقلیت‌های بلوچ، سنی‌مذهب، مسیحی و به‌ویژه بهائیان، به امری روزمره تبدیل شده و افراد به جرم دگراندیشی، تغییر مذهب و یا به‌خاطر اعتقاد به بهائیت اعدام می‌شوند. نابرابری در قلمرو قضایی نیز چنان فاحش است که در پرونده‌هایی نظیر اعدام «محسن شکاری»، کل فرآیند محاکمه تا اجرای حکم تنها ۱۸روز طول می‌کشد؛ در حالی که بزرگ‌ترین اختلاس‌گران و قاتلان زنجیره‌یی ماه‌ها و سال‌ها از مجازات فرار کرده‌اند. این فرایند شتاب‌زده، توسط رسانه‌های خود رژیم با تعابیری چون «طناب دور گردن عدالت» و «ماراتن سرعت برای گرفتن جان یک انسان» توصیف شده است.

ماده سوم، حق هر فرد برای زندگی، آزادی و امنیت فردی را تضمین می‌کند. این حق اساسی، توسط نیروهای سرکوبگر و لباس‌شخصی‌ها در ایران به‌رسمیت شناخته نمی‌شود؛ رژیم ایران نه‌تنها حقوق‌بشر را به سخره گرفته، بلکه با تشکیل ستادی به نام «حقوق‌بشر» در قوه قضاییه، این مفهوم را تحریف کرده است. هدف این ستاد، مشروعیت‌بخشی به احکام شکنجه و اعدام و رد محکومیت‌های بین‌المللی علیه نقض حقوق‌بشر در ایران است. طنز تلخ این ماجرا آن‌جاست که دستگاهی که کارش دریدن و اعدام است، خود را متولی حقوق‌بشر می‌خواند!

خامنه‌ای، ولی‌فقیه نظام، و سرسپردگانش، در مواجهه با انتقادات جهانی از جمله سازمان ملل، حقوق‌بشر را به‌عنوان «ابزاری امپریالیستی «توصیف کرده‌اند. این انکار، راه را برای نقض گسترده حقوق شهروندان ایرانی هموار کرده و هر گونه تلاش برای احقاق حقوق آنان را با خشونت سرکوب می‌کند.

 

سیاست مرگ به‌مثابه ابزار حکمرانی

یکی از عریان‌ترین جلوه‌های نقض حقوق‌بشر در ایران، استفاده سیستماتیک و گسترده از مجازات اعدام است. نوامبر ۲۰۲۵ به‌عنوان خونین‌ترین ماه در ۳۷سال گذشته ثبت شده، ماهی که دست‌کم ۳۳۵زندانی از جمله ۷زن به دار آویخته شدند. این آمار نه‌تنها رکوردهای پیشین را شکسته، بلکه نشان‌دهنده جهشی سازمان‌یافته در سیاست سرکوب است؛ رقمی که بیش از ۲برابر سال ۲۰۲۴ و ۱۱برابر سال ۲۰۲۱ است. این شتاب کشتار حتی در روزهای ابتدایی دسامبر نیز ادامه یافت، به‌طوری که به‌طور متوسط هر یک ساعت و نیم شعله حیات یک انسان خاموش شد.

رژیمی که بقای خود را با طناب دار تضمین می‌کند، در عمیق‌ترین بحران مشروعیت به‌سر می‌برد. این خشونت افسارگسیخته، اکنون به نشانه‌ای از بن‌بست ساختاری قدرت تبدیل شده است؛ بن‌بستی که ریشه‌های آن در فقر ساختاری، سرکوب سیاسی و تحقیر مستمر کرامت انسانی نهفته است. این ابعاد کشتار سیستماتیک، به‌وضوح در حوزه «جنایت علیه بشریت» قرار می‌گیرد و مستلزم طرد رژیم اعدام و ترور از سوی جامعه جهانی است.

 

ضرورت اقدام قاطع جهانی

روز جهانی حقوق‌بشر، فرصتی برای بازاندیشی و تأمل است. آیا جهان آماده است که ارزش‌های حقوق‌بشر را بر منافع زودگذر اقتصادی و سیاسی ترجیح دهد؟ آیا سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی، به‌جای صدور بیانیه‌های نمادین، برای محاکمه جنایتکارانی هم‌چون خامنه‌ای و سران رژیم او اقدام خواهند کرد؟

حقوق‌بشر در ایران، بیش از هر جای دیگر، نیازمند اقدام قاطعانه و همبستگی جهانی است. مردم ایران، با خون خود، حقوق‌بشر را به ثبت رسانده‌اند؛ وظیفه جامعه جهانی است که این فریاد را بشنود و به آن پاسخ دهد. حقوق‌بشر از دیروز تا امروز و از امروز تا همیشه معیاری برای شرافت انسان‌ها، دولت‌ها و ایدئولوژی‌ها خواهد بود.

کانون صحنه سیاسی ایران کجاست؟

 

کانون صحنه سیاسی ایران کجاست؟

کانون‌های شورشی
کانون‌های شورشی

طرح مسأله

شاخص شناخت صحنه‌ی سیاسی در یک کشور چیست؟

در میان هزاران رسانه‌ی نوشتاری، گفتاری، تصویری و حساب‌(account) که مشغول فعالیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روشنگرانه هستند، با کدام معیار باید کانون صحنه‌ی سیاسی را شناخت؟

در میان موضعگیری‌های منطقه‌یی و بین‌المللی میان دولت‌ها و حاکمیت ملایان که به‌طور مداوم جریان دارد، چگونه باید کانون صحنه‌ی سیاسی را تشخیص داد؟

در ایران کنونی، اعتراضات اقشار، تقریباً یک روز هم نبوده که در شهرها یا شهری نباشد. نوسانات پیاپیِ اقتصادی و چالش‌های بزرگ معیشتی علیه بیش از ۶۰درصد مردم ایران بیداد می‌کند. طبقه‌ی متوسط سقوط کرده و در ایران تحت حاکمیت ملایان، آن‌چه جریان دارد و هر سال عریض‌تر و عمیق‌تر می‌شود، فاصله‌ی طبقاتی است.

 

کانون مسأله‌ی ایران

دو تضاد اجتماعی که عاملیت میدانی‌شان در عرصه‌ی سیاسی بارز می‌شود، کانونی‌ترین شاخص شناخت صحنه‌ی سیاسی را معرفی می‌کنند.

همه‌ی مواردی که در بالا یادآوری شدند، در کنار و امتداد و موازیِ هم، مسائل سیاسی، اجتماعی و صنفیِ روز ایران را شامل می‌شوند. در این میان اما دو تضاد هستند که در کانون مسأله‌ی روزمره‌ی ایران قرار دارند: تضاد حاکمیت، تضاد جایگزین سیاسی(آلترناتیو).

چه بسا از منظر حاکمیت به‌صرفه باشد که تضادهای دیگر را پررنگ جلوه دهد تا تضاد جایگزین را به سایه ببرد؛ چرا که رو آمدن جایگزین اصلی ــ دارای اعتبار سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی ــ می‌تواند راه حل پایان دادن به بحران‌های دیگر ــ که مردم را هم اسیر نموده ــ تحت‌الشعاع قرار دهد. شاخص تحت‌الشعاع قرار گرفتن بحران‌های تحمیلیِ حاکمیت به‌جانب تعیین تکلیفی، مطرح شدن داخلی و بین‌المللیِ قطب جایگزین سازمانیافته در مقابل حاکمیت مستقر است. مطرح شدن جایگزین کارآمد و سازمانیافته، می‌تواند موضوع روزانه‌ی ایران را از درگیری‌های فرسایشیِ صنفی به جانب سیاسی شدن و معطوف شدن توجه اجتماعی به جایگزین سیاسی، سوق دهد. این‌گونه،‌ تضادهای اجتماعی و صنفی هم به جانب تضاد اصلی، تغییر ماهیت می‌دهند.

پررنگ شدن عاملیت میدانی؛ شناخت کانون صحنه‌ی سیاسی

توضیحات فوق می‌خواهند این واقعیت را برجسته نموده و این مفهوم را برسانند که تحولات سیاسی و اجتماعیِ ایران دارند دو تضاد اصلیِ رو در رو در بالاترین نقطه‌ی نبرد سیاسی را بارز می‌کنند: حاکمیت ملایان و جایگزین سازمانیافته‌ی آن یعنی شورای ملی مقاومت با محوریت سازمان مجاهدین خلق ایران. حاکمیت طی سالیان متمادی تمام هزینه‌های مالی و تبلیغاتی را متحمل شد تا این تضادها در منظر جامعه و جهان، نهان بمانند و در بوق و کرنا کند که جایگزینی برایش نیست. اکنون اما آن‌چنان تضاد رو آمده که تبلیغات و اطلاعات حاکمیت باصراحت از عاملیت میدانیِ مجاهدین در نبرد با خود می‌گویند، می‌نویسند و تبلیغ می‌کنند.

حاکمیت ملایان به‌دلیل ماهیت انحصارطلب و تمامیت‌خواهش، مشغله‌های بسیار برای خود دست‌وپا کرده، اما تمرکز اصلی‌اش در همه‌ی جوانب بر مجاهدین خلق است. چه اعتراف کند، چه نهان و انکار، پذیرفته است که قتل عام‌های دهه‌های متمادی از مجاهدین، همراه با پمپاژ هیستریک و دیوانه‌وار شیطان‌سازی و بهتان و دروغ‌پراکنی، جز زدن به کاهدان نبوده است.

اصالت عشق به آزادی و وفاداری به سوگند به آن که از همان بهار ۱۳۵۸، برگ اصلیِ شناسنامه‌ی مجاهدین شد، ریشه‌یی دواند که نسل به نسل جوان ایرانی را در پرتو الماس رخشان یک پایداریِ بی‌نظیر، به نسل‌های قبلی پیوند زد. حالا حاکمیت دربه‌در در کوی و برزن ایران دنبال جوانان شورشی می‌گردد که با جویبار همیشه جاریِ عشق به آزادی، خمر کرده‌اند. حالا دادگاه پرطول و تفصیل برپا می‌کند تا یک تاریخچه‌ی مملو از اعتبار مقاومت برای آزادی را ــ که از قضا منشور بین‌الملل حقوق بشر هم آن را توصیه می‌نماید ــ محاکمه کند! از دولت‌های دنیا هم گدایی می‌کند که نگذارند مجاهدین تبلیغات داشته باشند!

 

اگر قرار باشد ایران...

 این‌ها چیست‌اند؟ این‌ها معرف کانون اصلی صحنه‌ی سیاسی ایران هستند. اگر قرار باشد مردم ایران از دست این‌همه زنجیر و ویروس که حاکمیت بر هوا و اکسیژن، سفره، آموزش، دانشگاه، کار، کودکان و سلامت‌شان بسته، خلاص شوند، باید معطوف و متمرکز بر کانون نبرد اصلی بشوند تا آن گشایش اصلی که نفی تمامیت این حاکمیت است، چهره بنماید و طلوع مشترک و آرزو شده، طالع شود.

۱۴۰۴ آبان ۱۹, دوشنبه

۱۹آبان ۱۳۳۳ اعدام دکتر حسین فاطمی به‌دستور شاه به‌یاد دکتر حسین فاطمی قهرمان نهضت ملی نفت ایران

 

۱۹آبان ۱۳۳۳ اعدام دکتر حسین فاطمی به‌دستور شاه به‌یاد دکتر حسین فاطمی قهرمان نهضت ملی نفت ایران

دکتر حسین فاطمی
دکتر حسین فاطمی

شهادت یار صدیق دکتر محمد مصدق و نخستین کسی که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت ایران را مطرح کرد

دکتر حسین فاطمی، قهرمان نهضت ملی ایران، وزیر خارجه و یار پاکباز دکتر محمد مصدق، در ساعت ۴ و ۷دقیقه بامداد روز چهارشنبه ۱۹آبان سال ۱۳۳۳ به‌دستور مستقیم شاه خائن در برابر جوخه اعدام قرار گرفت و خون پاکش را فدیه رهایی مردم ایران ساخت.
 

دکتر حسین فاطمی - آغاز زندگی

سید حسین فاطمی هدایتی، معروف به دکتر حسین فاطمی در سال ۱۲۹۹ در شهر نایین متولد شد. وی پس از دوره ابتدایی به اصفهان رفت و علاوه بر ادامه تحصیل به روزنامه‌نگاری پرداخت. دکتر حسین فاطمی پس از شهریور ۱۳۲۰، روزنامه «باختر امروز» را منتشر کرد. ۲۰ساله بود که سردبیر روزنامه شد و مورد توجه زیاد، حتی مسئولان سانسور شهربانی قرار گرفت؛ آنها اذعان می‌کردند که حسین فاطمی‌ نویسنده‌ای چیره‌دست خواهد شد.

 

دکتر حسین فاطمی - نخستین فعالیت‌های میهن‌پرستانه

در اولین سرمقاله خود در روزنامه باختر، با عنوان «خدا - ایران -آزادی» نوشت: «بالاخره باید برویم نزد پدران. می‌شود با روی سیاه رفت؟ مائیم و آیندگان! با خفت و خواری می‌توان در گور خفت؟ نه... این امر محال است... در راه انجام مقصود فداکاری می‌کنیم. جانبازی می‌کنیم و تا لب پرتگاه می‌رویم ولی مردانه می‌کوشیم».

 

دکتر حسین فاطمی در سال ۱۳۲۳ به فرانسه رفت و مشغول تحصیل شد؛ او موفق شد از دانشگاه‌های فرانسه دکترای حقوق بگیرد. در این مدت دکتر حسین فاطمی هیچ‌گاه رابطه‌اش با ایران را قطع نکرد و بی‌درنگ پس از اتمام تحصیلات، به ایران بازگشت.

 

دکتر حسین فاطمی - آغاز فعالیت‌های ضداستعماری و ضددیکتاتوری

دکتر حسین فاطمی در ۸مرداد ۱۳۲۸ در مقاله‌یی با عنوان «یا مرگ یا آزادی» نوشت: «باختر امروز با همان تهور دیروز «باختر» با همان جسارت و بی‌پروایی از مصالح علف‌خورها و پابرهنه‌ها دفاع خواهد کرد».

دکتر حسین فاطمی در آبان ۱۳۲۸ در منزل دکتر محمد مصدق «جبهه ملی ایران» را تشکیل داد. به‌دلیل مواضع میهن‌پرستانه او که در مقالاتش بازتاب می‌یافت، دکتر حسین فاطمی مورد توجه اشرف خواهر شاه قرار گرفت که حاضر بود هر امکانی را در اختیارش بگذارد، تا او از دکتر مصدق جدا و به دربار نزدیک شود؛ توطئه‌یی که پیش از آن بسیاری را در دام انداخته و از جبهه مردم جدا ساخته بود. اما دکتر حسین فاطمی در معامله با خود و روزگار نام نیک را برگزید و در جبهه مردم ایستادگی کرد.

در آن زمان بحث بر سر لایحه نفت در مجلس به بن‌بست رسیده بود؛ از این‌رو دکتر حسین فاطمی پیشنهاد «ملی شدن صنعت نفت» را با مصدق مطرح کرد. در پی این پیشنهاد ملی و میهنی بود که دکتر حسین فاطمی مورد شدیدترین حملات قرار گرفت. در این رابطه شاه به دکتر حسین فاطمی گفت: «مملکت را به کجا می‌خواهید بکشید؟ مگر می‌شود نفت را ملی کرد؟».

اما دکتر فاطمی اعتنایی به شاه نکرده بود.

دکتر محمد مصدق درباره دکتر حسین فاطمی گفته بود: «اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، باید از آن کسی که اول این را پیشنهاد کرد، سپاسگزاری نمود و آن کس شهید راه وطن، دکتر حسین فاطمی است».

 

دکتر حسین فاطمی

دکتر حسین فاطمی

دکتر فاطمی روز ۳۰اردیبهشت ۱۳۳۰ به‌ سمت معاون پارلمانی نخست‌وزیر و سخنگوی دولت منصوب شد. روز ۲۵بهمن ۱۳۳۰ دکتر حسین فاطمی هدف یک ترور ناموفق قرار گرفت. پس از آن او در سرمقاله باختر امروز نوشت: «کشته شدن در راه نجات یک ملت بزرگ‌‌ترین افتخار است... تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینه هر جوان ایرانی همیشه زبانه بکشد، این آرزو و ایده‌آل بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد من از مرگ باکی ندارم. آن هم‌چنین مرگ پرافتخاری. من از این شهادت پرافتخار لذت می‌برم. من خدای را شکر می‌کنم که در راه مبارزه با فساد شهید می‌شوم. و خانواده من بسیار مفتخرند که مرد کوچکی از میان آنها به این سعادت نائل گردید...».

 

دکتر حسین فاطمی - وزارت‌خارجه دولت دکتر محمد مصدق

دکتر حسین فاطمی در مهر ۱۳۳۱ وزیر خارجه و سخنگوی دولت دکتر مصدق شد. او با قاطعیت تمام سفارت‌خانه انگلیس را تعطیل و جاسوسان آن را اخراج نمود.

دکتر حسین فاطمی در کودتای ۲۵مرداد ۱۳۳۲ بازداشت شد و در پی شکست کودتا آزاد گردید. وی روز ۲۶مرداد در میتینگی در میدان بهارستان، به‌شدت به دربار حمله نمود و خواهان برچیده شدن بساط ننگین سلطنت پهلوی گردید. مردم نیز در حمایت از سخنان او، مجسمه شاه را از جا کندند. دکتر حسین فاطمی از تمام سفیران ایران خواست تا نه تنها به استقبال شاه که از کشور گریخته بود، نروند، بلکه شاه را دستگیر کرده به ایران باز گردانند.

دکتر حسین فاطمی در همان روزها دربارهٔ شاه نوشت: «...عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود».

 

دکتر حسین فاطمی - کودتای ننگین ۲۸مرداد ۱۳۳۲

روز ۲۸مرداد ۱۳۳۲ هیأت دولت مشغول تصمیم‌گیری درباره بعضی از مسائل روز بود که گزارش برخی شلوغی‌ها در نقاطی از شهر تهران رسید. دکتر حسین فاطمی از مصدق خواست که طی بیانیه‌یی مردم را به کمک بطلبد. او هنگامی که نوار ضبط شده را به رادیو رساند، آنجا را در تصرف کودتاچیان یافت. دکتر حسین فاطمی به نزد دکتر مصدق بازگشت و در پی حمله مزدوران شاه و اوباشی که در خدمت سرویس‌های بیگانه بودند، با کمک محافظین دکتر مصدق مخفی شد. دکتر حسین فاطمی طی مدت زندگی مخفی، برخی خاطرات خود را نوشت. از جمله در مطلبی، نظر خود را در مورد خاندان پهلوی بیان داشت که «تا یک نفر از این خاندان ننگین بر سرکار باشد، محال است پای استعمار از این مملکت به در رود».

 

دکتر حسین فاطمی - دستگیری و شهادت

سرانجام روز ششم اسفند ۱۳۳۲ دکتر حسین فاطمی دستگیر شد. دادگاه نظامی شاه روز هفتم مهر ۱۳۳۳ا و را با اتهام اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت مجرم شناخت.

دکتر حسین فاطمی در برابر عده‌یی تسلیم‌شده که از او می‌خواستند خدمت دربار طلب عفو کند، گفت: «می‌دانم برای چه آمده‌اید. اگر من امروز استغفار کنم دیگر هیچ‌کس توی این مملکت حرف کسی را باور نمی‌کند. جواب جوان‌های مملکت را در آینده تاریخ چه کسی خواهد داد که می‌گویند حسین فاطمی هم وقتی که پای جانش افتاد» تسلیم شد.

آرزوی دستگاه کودتا و شاه نیز تسلیم او بود. ولی دکتر حسین فاطمی پای عهدی که برای آزادی ایران بسته بود، محکم و استوار ایستاد و روز ۱۹آبان ۱۳۳۳ به‌دستور مستقیم شاه و در حالی که ۴۰درجه تب داشت، با برانکارد به پای جوخه اعدام برده شد.

 

«محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان بوکس، پس از محاکمه‌ای ناعادلانه در خطر اعدام است۱۹ ورزشکار مدال دار“Mohammad Javad Vafaei Sani, Iranian boxing

 «محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان بوکس، پس از محاکمه‌ای ناعادلانه در خطر اعدام است.



 «محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان بوکس، پس از محاکمه‌ای ناعادلانه در خطر اعدام است.

ما در کنار جامعه جهانی ورزش می‌ایستیم و خواستار توقف فوری اعدام‌ها هستیم.
#اعدام_نکنید #نجات_محمدجواد #حق_حیات»

English:

“Mohammad Javad Vafaei Sani, Iranian boxing champion, is at risk of execution after an unfair trial.
We stand with athletes worldwide calling for an immediate halt to executions.
#StopExecutions #SaveMohammadJavad”

Français:

« Mohammad Javad Vafaei Sani, champion de boxe iranien, est menacé d’exécution après un procès inéquitable.
Nous appelons à l’arrêt immédiat des exécutions.
#StopExecutions #DroitÀLaVie »

لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد

  لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد جنازه گرداندن یا  مراسم تشییع علی خامنه‌ای در مصلای تهران - ۱٣ تیر ۱۴۰۵ ...