۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه

زنی که نباید پشت نام فرزندانش پنهان بماند «از یک علاء تا هزار علاء»؛ زندگی محترم ایجه‌ای کوشالی از لاهیجان تا تبعید

  زنی که نباید پشت نام فرزندانش پنهان بماند «از یک علاء تا هزار علاء»؛ زندگی محترم ایجه‌ای کوشالی از لاهیجان تا تبعید

روی لینک زیر کلیک کنید وکتاب را بخوانید

کتاب مادر کوشالی؛ از یک علاء تا هزاران علاء زندگی، انتخاب و مجاهدت محترم ایجه‌ای کوشالی نویسنده: شهرام بهزادی منتشر شد

https://efshayaranshitan.org/2026/09/20/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a1-%d8%aa%d8%a7-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9/

مادر کوشالی روایت زندگی وانتخاب مادری در مسیر آزادی پیشگفتارچرا مادر کوشالی؟در نخستین نگاه، شاید داستان مادر کوشالی داستان فقدان

Read More

 زنی که نباید پشت نام فرزندانش پنهان بماند

«از یک علاء تا هزار علاء»؛ زندگی محترم ایجه‌ای کوشالی از لاهیجان تا تبعید

نام «مادر کوشالی» بیش از هر چیز یادآور مادری است که چهار پسرش را از دست داد. همین واقعیت به‌اندازه‌ای سنگین است که می‌تواند تمام بخش‌های دیگر زندگی او را زیر سایه خود ببرد.

کتاب «مادر کوشالی؛ از یک علاء تا هزار علاء» درست از همین نقطه فاصله می‌گیرد.

پشت عنوان «مادر کوشالی»، زنی به نام محترم ایجه‌ای وجود داشت.

او فقط مادر علاء، کمال، شمس و نجم نبود. فقط زنی نبود که خبر مرگ فرزندانش را یکی پس از دیگری شنید. او خودش وارد یک مسیر سیاسی شد، مسئولیت پذیرفت، فعالیت کرد، تبعید را تجربه کرد و تا سال‌های پایانی عمر و با وجود بیماری از آن مسیر کنار نکشید.

داستان از لاهیجان آغاز می‌شود و از علاء.

علاءالدین عترتی کوشالی نخستین پسر خانواده، ورزشکار و فوتبالیستی شناخته‌شده بود. تحصیل در تهران، بازی در تیم‌هایی چون دارایی، پرسپولیس، ملوان و سپیدرود و حضور در تیم منتخب ایران بخشی از زندگی او بود. بخش دیگر، فعالیت اجتماعی و سیاسی بود.

مادر از طریق همین پسر با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد.

اما رابطه آنها در همان حد باقی نماند. محترم ایجه‌ای بعدها جمله‌ای گفت که کلید شناخت این رابطه است:

«این پسر من را تعلیم می‌داد.»

این جمله تصویر متفاوتی از یک رابطه سنتی مادر و پسر ارائه می‌دهد. مادری که حاضر است از فرزندش بیاموزد و پس از شناخت، خودش انتخاب کند.

بعد حوادث از راه رسیدند.

علاء بازداشت و کشته شد.

کمال، نوجوان هجده‌ساله خانواده، نیز کشته شد.

شمس و نجم از دست رفتند.

عصمت شریعتی مزینانی، دانشجوی روان‌شناسی و همسر علاء، که خود پیش از ازدواج سابقه فعالیت سیاسی و بازداشت داشت، نیز کشته شد.

اما کتاب در شمارش این مرگ‌ها متوقف نمی‌شود.

مهم‌تر این است که محترم پس از آنها چه کرد.

زندگی او در مشهد یکی از پاسخ‌هاست. نگهداری از کودکان، پذیرش مسئولیت در شرایط دشوار و ماجرای جوان مجروحی که در آغوشش جان داد، مادر را از حاشیه زندگی سیاسی فرزندان بیرون می‌آورد و خودش را در مرکز روایت قرار می‌دهد.

بعد تبعید می‌رسد.

مادر به اروپا می‌آید؛ پیرتر می‌شود؛ بیماری‌های متعدد جسمش را فرسوده می‌کنند، اما عکس‌ها و خاطرات باقی‌مانده هنوز او را در تجمع‌ها نشان می‌دهند: زنی سالخورده، با روسری، گاه با پلاکارد و گاه با مشت بالا رفته.

این تصویر برای فهم کتاب اهمیت دارد.

زیرا مادر کوشالی شکست‌ناپذیر نبود.

درد داشت.

داغ داشت.

بیمار شد.

پیر شد.

و سرانجام جسمش دیگر توان ادامه نداشت.

ارزش انتخاب او دقیقاً در همین‌جاست. ادامه‌دادن وقتی معنا پیدا می‌کند که امکان کنارکشیدن وجود داشته باشد.

در سال ۱۳۸۹، زندگی محترم ایجه‌ای در فرانسه پایان یافت و پیکرش در سرژی به خاک سپرده شد. اما کتاب در کنار قبر او پایان نمی‌یابد.

به آغاز برمی‌گردد.

به یک علاء.

پسری که دری را به روی مادر گشود.

و به مادری که دهه‌ها بعد، دایره فرزندانش دیگر به خانه و خانواده خونی محدود نبود.

«از یک علاء تا هزار علاء» در اصل داستان همین تحول است: داستان محترم ایجه‌ای؛ زنی که پیش از آنکه به نمادی با عنوان «مادر کوشالی» تبدیل شود، انسانی بود که خودش شناخت، خودش انتخاب کرد و خودش ادامه داد. شهرام بهزادی 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی های ژنرال کیت کلاگ؛ - کارلا سندز؛- ژنرال وسلی کلارک

ژنرال کیت کلاگ؛ تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد اعتراض به اشغال کرسی ایران در سازمان ملل توسط فاشیسم دی...