۱۴۰۴ شهریور ۸, شنبه

فعال شدن مکانیسم ماشه و پیامدهای چندلایه آن برای اقتصاد ایران

فعال شدن مکانیسم ماشه و پیامدهای چندلایه آن برای اقتصاد ایران

 مقدمه: مکانیسم ماشه در چارچوب برجام

مکانیسم ماشه (Snapback Mechanism) در چارچوب برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد طراحی شد تا در صورت نقض تعهدات از سوی رژیم ولایی، تحریم‌های بین‌المللی به‌طور خودکار بازگردند. ویژگی مهم این سازوکار، «حق وتوی معکوس» است؛ بدین معنا که برای ادامه تعلیق تحریم‌ها، شورای امنیت باید ظرف سی روز قطعنامه‌ای صادر کند و اگر هر یک از اعضای دائم شورای امنیت با آن مخالفت نمایند، تحریم‌های سازمان ملل بدون نیاز به اجماع بازمی‌گردند. به این ترتیب، فعال شدن مکانیسم ماشه عملاً به معنای بازگشت همه تحریم‌های چندجانبه و الزام‌آور سازمان ملل علیه رژیم ولایی است؛ تحریم‌هایی که دامنه‌ای فراتر از اقدامات یک‌جانبه ایالات متحده داشته و حتی همکاری کشورهایی مانند روسیه و چین با رژیم ولایی را نیز محدود می‌سازند.

بخش اول: تأثیر بر اقتصاد کلان

تورم و نرخ ارز: تشدید ناپایداری‌های ساختاری

فعال شدن مکانیسم ماشه موجب جهش دوباره نرخ ارز و انتقال مستقیم آن به سطح قیمت کالاها و خدمات می‌شود. این فرایند تورم ساختاری را به‌شدت تشدید کرده و بی‌ثباتی بازار ارز را دائمی می‌سازد.

رشد اقتصادی و رکود طولانی‌مدت

بازگشت تحریم‌های سازمان ملل صادرات نفت را محدود، سرمایه‌گذاری خارجی را متوقف و رشد اقتصادی را منفی می‌کند. در نتیجه، اقتصاد ایران وارد رکودی طولانی‌مدت با ظرفیت تولید محدود خواهد شد.

بودجه دولت و بحران کسری مالی

کاهش شدید درآمدهای نفتی و محدودیت صادرات غیرنفتی، کسری بودجه دولت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران این شکاف به استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول متوسل شده و تورم فزاینده‌تری ایجاد خواهد کرد.

ذخایر ارزی و گسترش اقتصاد غیررسمی

تحریم‌های بانکی و کشتیرانی دسترسی حاکمیت ولایی به منابع ارزی را کاهش داده و هزینه واردات کالاهای اساسی را بالا می‌برد. در این شرایط، مسیرهای غیررسمی و قاچاق گسترش می‌یابد و سهم اقتصاد زیرزمینی افزایش پیدا می‌کند.


بخش دوم: پیامدها برای مشاغل خرد و متوسط

افزایش هزینه‌های تولید و محدودیت نهاده‌ها

مشاغل خرد و متوسط که توان تطبیق با تحریم‌ها را ندارند، نخستین قربانیان این شرایط خواهند بود. افزایش نرخ ارز و دشواری واردات مواد اولیه، هزینه تولید را بالا برده و بقای این بنگاه‌ها را تهدید می‌کند.


افت تقاضای داخلی و بحران بازار مصرف

قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و تقاضا برای کالاها و خدمات داخلی افت می‌کند. این وضعیت به کاهش فروش و تضعیف بازار مصرف بنگاه‌های کوچک منجر می‌شود.


بحران نقدینگی و محدودیت دسترسی به اعتبار

با تشدید محدودیت‌های بانکی، دسترسی به سرمایه در گردش دشوار می‌شود و مشاغل خرد و متوسط امکان تأمین مالی فعالیت‌های خود را از دست می‌دهند.

ورشکستگی واحدهای کوچک و پیامدهای اشتغال منطقه‌ای

مجموع این عوامل تعطیلی و ورشکستگی گسترده کارگاه‌ها و واحدهای کوچک را به دنبال دارد. این امر به‌ویژه در مناطق محروم، بیکاری ساختاری ایجاد کرده و وابستگی اقتصادی محلی به کمک‌های دولتی و رانتی را افزایش می‌دهد.


بخش سوم: پیامدها برای اقتصاد خانوار

کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های ضروری

تورم ناشی از تحریم‌ها باعث افزایش شدید قیمت مواد غذایی، دارو، انرژی و مسکن می‌شود. در نتیجه، سهم کالاهای ضروری در سبد خانوار افزایش یافته و بخش‌های غیرضروری مانند آموزش، فرهنگ و تفریح به حاشیه می‌روند.


بیکاری، ناامنی شغلی و کاهش درآمد واقعی

تعطیلی بنگاه‌های خرد و افت ظرفیت تولید در صنایع بزرگ، بیکاری را افزایش داده و ناامنی شغلی را گسترش می‌دهد. هم‌زمان، کاهش درآمد واقعی خانوارها فشار مضاعفی بر معیشت آنان وارد می‌کند.


افزایش فقر، نابرابری و شکاف طبقاتی

تحریم‌ها فشار بیشتری بر طبقات متوسط و پایین وارد می‌کنند، در حالی که شبکه‌های رانتی و گروه‌های نزدیک به اقتصاد غیررسمی همچنان به سودآوری ادامه می‌دهند. این روند به افزایش نابرابری و تعمیق شکاف طبقاتی منجر خواهد شد.


پیامدهای اجتماعی و روانی: مهاجرت و فرسایش سرمایه اجتماعی

علاوه بر آثار اقتصادی، فشارهای ناشی از مکانیسم ماشه پیامدهای اجتماعی و روانی نیز دارد. افزایش میل به مهاجرت، نارضایتی‌های سیاسی و فرسایش سرمایه اجتماعی از جمله پیامدهای غیرمستقیم این وضعیت هستند.


بخش چهارم: پیامدهای ثانویه و غیرمستقیم

کاهش امنیت غذایی و محدودیت واردات کالاهای اساسی

بازگشت تحریم‌ها واردات غلات و کالاهای استراتژیک را محدود کرده و امنیت غذایی کشور را با خطر مواجه می‌سازد.


مهاجرت نیروی کار متخصص و فرار سرمایه انسانی

چشم‌انداز مبهم اقتصادی و ناامنی شغلی به مهاجرت نیروی کار ماهر و فرار سرمایه انسانی دامن می‌زند.


رشد اقتصاد زیرزمینی و تشدید فساد ساختاری

افزایش اتکا به مسیرهای غیررسمی و قاچاق، زمینه‌ساز فساد اقتصادی و تضعیف بیشتر شفافیت و کارآمدی حکمرانی اقتصادی خواهد شد.


جمع‌بندی: از رکود تورمی به سوی اقتصاد رانتی‌تر

فعال شدن مکانیسم ماشه نه‌تنها اقتصاد کلان ایران را در مسیر رکود تورمی عمیق قرار می‌دهد، بلکه مشاغل خرد و متوسط و اقتصاد خانوار را نیز دچار بحرانی شدید تر می نماید. شرایط موجب افزایش فقر، نابرابری، مهاجرت نیروی کار، و رشد اقتصاد غیررسمی می‌شود. در مجموع، مکانیسم ماشه می‌تواند اقتصاد ایران را بیش از پیش به سمت وابستگی به شبکه‌های رانتی و اقتصاد زیرزمینی سوق دهد و چشم‌انداز توسعه و ثبات اقتصادی کشور را تیره‌تر سازد.

منبع: گویا نیوز

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.

گروه حوثی کشته‌شدن نخست‌وزیر و تعدادی از وزیران خود در حمله هوایی اسرائیل را تایید کرد

گروه حوثی کشته‌شدن نخست‌وزیر و تعدادی از وزیران خود در حمله هوایی اسرائیل را تایید کرد



گروه حوثی، شنبه هشتم شهریور به‌طور رسمی تایید کرد که احمد غالب الرهوی، نخست‌وزیر این گروه (که به‌طور بین‌المللی به رسمیت شناخته نمی‌شود) همراه با چند وزیر خود، در حملات پنج‌شنبه گذشته اسرائیل به صنعا کشته شده‌اند.

این گروه همچنین در بیانیه‌ای توضیح داد که «اسرائیل، نخست‌وزیر و تعدادی از وزرا را در جریان یک کارگاه آموزشی که توسط دولت برای ارزیابی فعالیت‌ها و عملکرد آن در طول سال گذشته برگزار می‌شد» در صنعاء هدف قرار داد.

گروه حوثی‌ها در ادامه افزود که «تعدادی از وزیران دچار جراحات متوسط و جدی شده‌اند و تحت مراقبت پزشکی هستند»، بدون اینکه تعداد دقیق آنها را مشخص کند.

در همین راستا، منابع شبکه «العربیه» از کشته شدن دو معاون نخست‌وزیر حوثی، وزیر اطلاعات و آموزش و معاون وزیر کشور خبر دادند.

حوثی‌ها همچنین تایید کردند که «دولت موقت» به تضمین تداوم نهادها ادامه می‌دهد.

این گروه یمنی تاکید کردند بر رویارویی خود با اسرائیل، «در حمایت از مردم فلسطین در غزه»، ادامه خواهد داد.

آیا حوثی های یمن به سرنوشت نصرالله وحزب الله دچار خواهند شد به گزارش العربیه در این رابطه توجه کنیم

 آیا حوثی های یمن به سرنوشت نصرالله وحزب الله دچار خواهند شد به گزارش العربیه در این رابطه توجه کنیم 

حملات اسرائیل به صنعا و بمباران نشست سران حوثی 

ارتش اسرائیل اعلام کرد که هویت فرماندهان ارشد نظامی که در جلسه اخیر به همراه اعضای کابینه گروه حوثی در صنعا هدف قرار گرفتند را بررسی می‌کند.

سخنگوی ارتش اسرائیل گفت که این اقدام تنها چند ساعت پس از دریافت اطلاعات امنیتی درباره این گردهمایی انجام شد. او افزود که تحقیقات برای تعیین هویت فرماندهانی که حضور داشتند همچنان ادامه دارد و ارتش به محض تأیید نتایج عملیات، جزئیات بیشتری را اعلام خواهد کرد.

پیشتر، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، با اشاره به کشته شدن احمد غالب الرهوی، نخست‌وزیر حوثی‌های‌‌ یمن همراه با چند وزیر این گروه، در حملات پنج‌شنبه گذشته به صنعا، تهدید کرد که این حملات تازه آغاز کار است.

او افزود که اسرائیل، ضربه‌ای ویرانگر و بی‌سابقه به رهبران ارشد حوثی‌ها وارد کرده است.

کاتز ادامه داد که تل‌آویو تصمیم می‌گیرد چه زمانی جنگ با حوثی‌ها پایان یابد.

این اظهارات پس از آن مطرح شد که گروه حوثی‌ها در یمن شنبه اعلام کرد که به کشته شدن نخست‌وزیر و چند وزیر این گروه پاسخ خواهد داد.

از دیگر سو، مهدی المشاط، رئیس شورای عالی سیاسی این گروه، وعده داد که انتقام کشته شدن نخست‌وزیر و چند وزیر حوثی‌ها توسط اسرائیل را خواهد گرفت.

از زمان آغاز جنگ در نوار غزه در هفتم اکتبر 2023، حوثی‌ها به طور مداوم موشک‌های بالستیک و پهپادهایی را به سمت اسرائیل شلیک کرده‌اند که بیشتر آنها رهگیری شده‌اند.

۱۴۰۴ شهریور ۴, سه‌شنبه

جامعه‌شناسی تاریخی و سیاسی مقاومت ایران در برابر سلطنت و ولایت نگرشی بر پیام آقای مسعود رجوی

 

جامعه‌شناسی تاریخی و سیاسی مقاومت ایران در برابر سلطنت و ولایت

نگرشی بر پیام آقای مسعود رجوی

کودتای ۲۸مرداد توسط اراذل شیخ و شاه
کودتای ۲۸مرداد توسط اراذل شیخ و شاه

مقدمه

در تقویم رنج و مقاومت ایران، ۲۸ مرداد تنها یک روز نیست؛ زخمی است بر قلب تاریخ، شکافی که در آن، رؤیای استقلال و آزادی با دشنه کودتای سیاه به خون نشست. کودتایی که با طراحی بیگانه و اجرای سلطنت و حمایت آخوندهای فرصت‌طلب و مرتجعی چون کاشانی و همکیسه‌های خود فروشی که اسناد آن سال‌ها بعد خیلی روشن و صریح برای همه جهان در دسترس قرار گرفت. این کودتای سیاه نه فقط دولت مصدق که امید یک ملت را هدف گرفت و سرنوشت ما را برای همیشه تغییر داد.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقطه‌ای سیاه در تاریخ ایران معاصر است؛ نقطه‌ای که در آن سه نیرو، با در هم‌تنیدگی شومی، دست به کار شدند:

۱. ارتجاع داخلی به رهبری کاشانیستها و روحانیت وابسته، که با نام دین و با سوء‌استفاده از احساسات مردم، پشت جبهه استبداد ایستاد.

۲. استعمار خارجی (ایالات متحده و بریتانیا) که با طراحی عملیات آژاکس، دولت ملی ایران را قربانی منافع نفتی و ژئوپلیتیک خود کردند.

۳. سلطنت اوباش‌پرور و سرکوبگر، به رهبری محمدرضا شاه، که به‌عنوان مجری داخلی این کودتا، نه تنها دولت ملی دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد، بلکه برای دهه‌ها راه هر گونه اصلاحات و استقلال‌خواهی را بست. آنان نخستین بار از «لباس‌شخصی‌ها» و اوباش خیابانی با نام «مردم» برای سرکوب دگراندیشان استفاده کردند؛ الگویی که امروز در نظام استبدادی ولایت فقیه به‌مراتب گسترده‌تر ادامه یافته است: از چاقو زدن در خیابان گرفته تا اعدام آزادیخواهان، همانند شهادت دکتر حسین فاطمی.

این سه پایه شوم – ارتجاع، استعمار و سلطنت – علیه تنها دولت ملی و میهنی بعد از ۲۵۰۰ سال دیکتاتوری متحد شدند و با این اتحاد سیاه، رؤیای استقلال و آزادی ملت ایران را به خون کشیدند.

اما اگر ۲۸ مرداد زخمی عمیق بود، همان زخم، همان دشنه، بذر آگاهی شد و بر جان نسل‌ها نشست تا روایت «ایستادگی» در برابر سلطه، به میراث ملی بدل گردد. و اما حالا، در آستانه سالگرد آن واقعه، بچه همان سلطنت با دفترچه‌ای تازه پا به میدان گذاشته است؛ دفترچه‌ای که حتی در ظاهر «ابوعطای دموکراتیک» نمی‌خواند و کاملاً مبتنی بر استبداد و وابستگی و فاشیسم خود را عرضه نموده است.

در دل این تجربه تلخ، نسل‌های بعد آموختند که بدون مقاومت سازمان‌یافته، استقلال ملی و آزادی مردمی پایدار نخواهد ماند. و امروز، در برابر دفترچه «مشق اضطراری» رضا پهلوی، پژواکی دیگر شنیده می‌شود: پیام آقای مسعود رجوی در ۲۷ مرداد ۱۴۰۴.

پیامی که نه صرفاً موضع‌گیری سیاسی، بلکه یک مانیفست تاریخی و جامعه‌شناسانه است؛ مانیفستی که به‌روشنی مرز آزادی و اسارت، خلق و ضدخلق را روشن و تعیین می‌کند.

بازخوانی پیام آقای مسعود رجوی

آقای مسعود رجوی در پیام خود، دفترچه کودتایی رضا پهلوی را به‌عنوان «مرحله اضطراری باز تولید استبداد و وابستگی و باز تولید ساواک» معرفی می‌کند. در این متن، خبری از حقوق‌بشر، عدالت اجتماعی یا حاکمیت مردم نیست؛ بلکه وعدهٔ استقرار مجدد نیروهای امنیتی ساواکی-سپاهی در شهرها داده می‌شود.

این رویکرد نه بازگشتی نوستالژیک، بلکه تلاش برای کودتایی مجدد علیه خواست تاریخی ملت ایران است. به تعبیر آقای مسعود رجوی، سلطنت و ولایت فقیه، دو روی یک سکه‌اند؛ ساختارهایی که از اساس بر تمرکز قدرت، سرکوب سازمان‌یافته و قتل حکومتی و خشونت بی‌حد علیه دگر اندیشان و وابستگی به بیگانگان بنا شده‌اند.

جامعه‌شناسی تاریخی کودتا و حافظه جمعی

از دیدگاه جامعه‌شناسی تاریخی، کودتای ۲۸ مرداد را می‌توان نمونه‌یی از «شکست پروژهٔ دولت ملی» دانست. این واقعه نشان داد که بدون آلترناتیوی سازمان‌یافته و مستقل، دست‌آوردهای دموکراتیک می‌توانند به‌آسانی با ائتلاف ارتجاع و استعمار نابود شوند.

حافظهٔ جمعی ایرانیان از آن کودتا، به شکل‌های زیر شکل گرفت:

بی‌اعتمادی پایدار به سلطنت و روحانیت وابسته.

آگاهی از نقش مستقیم قدرتهای خارجی در سرنوشت ملت.

باور به ضرورت مقاومت سازمان‌یافته و یک آلترناتیو واقعی.

پیام آقای مسعود رجوی دقیقاً بر همین حافظه جمعی تکیه دارد و یادآوری می‌کند که امروز، برخلاف سال ۱۳۳۲، آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت وجود دارد. همین حضور، امکان تکرار کودتای سلطنتی را از اساس منتفی می‌سازد.

 

دفاعیات آقای مسعود رجوی در بیدادگاه شاه خائن

برای فهم عمق پیام ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ باید به سال ۱۳۵۱ بازگردیم؛ زمانی که آقای مسعود رجوی در بیدادگاه نظامی شاه خائن، به دفاع از آرمان آزادی برخاست. او در حالی که در معرض حکم اعدام قرار داشت، بیدادگاه شاه را به صحنهٔ افشاگری علیه دیکتاتوری سلطنتی بدل ساخت.

از دیدگاه جامعه‌شناسی سیاسی، این دفاعیات، یک نقطهٔ چرخش تاریخی بود: تبدیل بیدادگاه به تریبون آزادی. دفاعیات تاریخی او در بیدادگاه شاه خائن نمونه‌یی ممتاز از «کنش مقاومتی» است. او در دفاعیات خود با لحنی آرام اما قاطع اعلام کرد که رژیم پهلوی، با همهٔ ابزار سرکوب و خشونت، نمی‌تواند مانع از رشد جنبشی شود که ریشه در مردم دارد.

 

این دفاعیات را می‌توان از منظر جامعه‌شناسی سیاسی به‌عنوان نمونه‌یی از «بازتعریف قدرت در دل سرکوب» بررسی کرد: جایی که زندانی سیاسی، با بیانیهٔ علنی خود در دادگاه، نظم اقتدارگرای سلطنت را به چالش می‌کشد. پیوند این دفاعیات با پیام امروز آقای مسعود رجوی در ۱۴۰۴، استمرار یک خط تاریخی مقاومت را نشان می‌دهد؛ خطی که از بیدادگاه شاه خائن آغاز شده و از ۳۰ خرداد و مقاومت قهرآمیز و فدای صد و بیست هزار شهید در قتل‌عام های پی‌درپی عبور کرده و تا امروز در برابر ولایت فقیه و هم‌چنین بازگشت سلطنت ادامه یافته است.

مقاومتی سازمان‌یافته در برابر هر شکل از استبداد، چه در جامهٔ سلطنت و چه در کسوت ولایت.

 

تحلیل سیاسی ـ اجتماعی پیام آقای مسعود رجوی

۱. مرزبندی هویتی: اصل بنیادین «نه شاه، نه شیخ» مرز هویت مقاومت است. این مرزبندی، امکان مصادره یا انحراف جنبش آزادیخواهی را از بین می‌برد.

۲. فقدان مشروعیت دفترچه کودتایی رضا پهلوی: از منظر نظریه سرمایه نمادین (بوردیو)، حذف حقوق‌بشر و عدالت اجتماعی از این دفترچه، نشانه بارز فقدان مشروعیت اخلاقی و اجتماعی آن است.

۳. تداوم تاریخی مقاومت: از مشروطه تا مصدق، از ۳۰ خرداد تا امروز، مقاومت ایران یک پیوستار تاریخی است. این تداوم مشروعیت آلترناتیو دموکراتیک را تضمین می‌کند.

 

جامعه‌شناسی مقاومت امروز

ریشه در حافظه تاریخی: ملت ایران به تجربه دریافته است که سلطنت مطلقه و وابسته و روحانیت ارتجاعی، هر دو مانع آزادی‌اند.

سازمان‌یافتگی: شورای ملی مقاومت، خلأ تاریخی جبههٔ ملی و ضعفهای پراکندگی پیشین را پر کرده است.

مشروعیت اجتماعی: این آلترناتیو بر اصل حاکمیت مردم استوار است، نه بر موروثیت و اقتدارگرایی.

پیوستگی تاریخی: مقاومت امروز وارث آرمانهای مشروطه، نهضت ملی دکتر مصدق و خون شهیدان آزادی است.

 

نتیجه‌گیری

کودتای ۲۸ مرداد نتیجه اتحاد سه‌گانه ارتجاع، استعمار و سلطنت بود؛ اتحادی که تنها دولت ملی ایران را درهم شکست. امروز، رضا پهلوی با دفترچه کودتایی خود همان مسیر را تکرار می‌کند، اما در شرایطی متفاوت:

جامعه ایران تجربه تاریخی و حافظه جمعی مقاوم‌تری دارد.

آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت وجود دارد که خط قرمز «نه شاه، نه شیخ» را پرچم خود کرده است.

و پیام آقای مسعود رجوی نه یک واکنش مقطعی، بلکه یک مانیفست تاریخی است که تداوم خط مقاومت را تضمین می‌کند.

از این رو، آینده ایران هرگز به بازگشت سلطنت یا استمرار ولایت تن نخواهد داد. آینده ایران در دستان مقاومت سازمان‌یافته‌ای است که مشروعیت خود را از خون شهیدان، حافظه جمعی ملت و استراتژی سیاسی ـ اجتماعی بالنده‌اش گرفته است.

 

آرمان ـ کانون شورشی از تهران

مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است

گسترش کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هشتادوسوم به ۵۰زندان مختلف پیوستن زندان دهدشت به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

 

گسترش کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هشتادوسوم به ۵۰زندان مختلف

پیوستن زندان دهدشت به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

گسترش کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هشتادوسوم به ۵۰زندان مختلف
گسترش کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هشتادوسوم به ۵۰زندان مختلف

گسترش کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"

در هفته هشتادوسوم به ۵۰زندان مختلف

پیوستن زندان دهدشت به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

 

در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه ماشین اعدام هم‌چنان بی‌رحمانه قربانی می‌گیرد. تنها در ماه مرداد، ۱۶۶تن به‌دار آویخته شدند و در هفته گذشته ۳۱تن از هموطنان ما از جمله یک زن اعدام شدند و ۲تن از قربانیان در کردکوی و بیرم لارستان در ملأعام حلق‌آویز شدند. حکومت اعدامی قصد دارد با تحقیر و عادی‌سازی خشونت، جامعه را در وحشت فرو برد.

طبق اخبار رسیده جمعی از زندانیان زندان دهدشت در هفته هشتادوسوم به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" پیوستند. افزودن نام زندان دهدشت به فهرست این کارزار یادآور این حقیقت تلخ است که هیچ گوشه‌یی از ایران از سایه اعدام در امان نمانده است.

هم‌زمان با خشم به خبر تکان‌دهنده دیگری می‌نگریم: تبدیل قطعه ۴۱ بهشت زهرا (قطعه‌‌یی که یادآور هزاران زندانی سیاسی دهه ۶۰ و جنایت‌های فراموش‌نشدنی آن سال‌هاست) به پارکینگ؛ اقدامی که نه تنها تلاشی شرم‌آور برای پاک کردن حافظه جمعی و آثار جنایت‌های حکومتی است، بلکه بی‌حرمتی آشکاری به قربانیان و خانواده‌هایشان محسوب می‌شود، امری که از سوی عفو بین‌الملل نیز محکوم شده است.

 

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" بار دیگر فریاد می‌زند:

اعدام راه‌حل نیست؛

اعدام نقض آشکار حق حیات است؛

اعدام ابزاری برای ایجاد رعب و تثبیت سرکوب سیاسی است.

این کارزار از همه نهادهای بین‌المللی، فعالان حقوق‌بشر و همه وجدان‌های بیدار می‌خواهد که در برابر این چرخه مرگ بایستند و اعتراض مردم ایران علیه اعدام را بازتاب کنند.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هشتادوسوم روز سه‌شنبه ۴شهریور ۱۴۰۴ در ۵۰زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین، زندان قزلحصار(واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان(بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان دهدشت

 

هفته هشتادوسوم

۴شهریور ۱۴۰۴

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام

۱۴۰۴ مرداد ۳۱, جمعه

هفته‌نگار خروش جنگل | ویژه‌نامه: نمایش «دادگاه ۱۰۴»

 هفته‌نگار خروش جنگل | ویژه‌نامه: نمایش «دادگاه ۱۰۴»

بی دادگاه ونمایش محاکمه غیابی ۱۰۴ مجاهد 

این «دادگاه» دادگاه نیست؛

 امتداد همان مسیری‌ست که از سال ۵۸ با حسرتِ «چوبه‌های دار در میدان» آغاز شد و دهه‌ی ۶۰ را با محاکمه‌های یک‌دقیقه‌ای به خون کشید.

 امروز در شعبه‌ی ۱۱، با قاضی دهقان و «شاهد اروپایی» بی‌هویت و چهره‌های سفارشی مثل آن سینگلتون، همان سناریو با نقاب «قانون» اجرا می‌شود: ۱۰۴ نفر به‌اضافه‌ی یک سازمان را در یک بسته می‌ریزند، روایت یک‌طرفه می‌سازند، رسانه‌ی مستقل و پرسش متقابل را حذف می‌کنند و با برچسب‌های کش‌دار امنیتی از «دولت متخاصم» تا «جاسوسی»، راه را برای سرکوب باز می‌کنند؛ دقیقاً پس از جنگ ۱۲ روزه، وقتی دستگاه تبلیغاتی دنبال «دشمن داخلی» تازه است.

اصل ماجرا روشن است:

 هدف «کشف حقیقت» نیست، مشروعیت‌بخشی به خشونت سازمان‌یافته است؛ تولید پرونده‌ی سیاسی تا افکار عمومی را برای تکرار الگوی دهه‌ی ۶۰ آماده کنند. ادغام اشخاص و سازمان در یک دادرسی، حذف استانداردهای علنی‌بودن، نبودِ دسترسی رسانه‌های مستقل، فقدان حق دفاع واقعی و تکیه بر شهادت‌های سیاست‌زده، همه نشانه‌های یک نمایش‌اند—not یک فرایند قضایی.

جمع‌بندی و اقدام: 

این نمایش فقط با روایت دقیق و مستند، مطالبه‌ی استانداردهای دادرسی و بسیج افکار عمومی و حقوقی عقب می‌نشیند. باید متن کامل جلسات، نام و سوابق شهود و امکان پرسش متقابل علناً منتشر شود؛ ناظران بی‌طرف و وکلای انتخابی به پرونده دسترسی داشته باشند؛ اعترافات اجباری و تلویزیونی باطل اعلام شود؛ و مستندات به سازوکارهای حقوق بشری بین‌المللی ارسال گردد. افکار عمومی باید بداند «اتهام جاسوسی» در این چارچوب، ابزار خفه‌کردن مخالفت سیاسی است نه پیگرد قضایی استاندارد.

موضع ما: 

این تنها یک رژیم است—رژیم ولایت‌فقیه؛ نه اصلاح‌پذیر و نه صلح‌خواه. مولودِ جنگ‌طلبی، جاه‌طلبی اتمی و صدور ترور و اعدام. نه جنگ، نه مماشات؛ راه‌حل سوم روشن است: حمایت عملی از مقاومت و مردم ایران برای تغییر دموکراتیک و سرنگونی به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته.

آری  نه جنگ، نه مماشات — راه‌حل سوم: حمایت از مقاومت و مردم ایران.

۱۴۰۴ مرداد ۳۰, پنجشنبه

«هفت‌چشمه؛ سرچشمه خون و آزادی»ایلام و هفت‌چشمه؛ جغرافیای خون و مقاومت قسمت چهارم

«هفت‌چشمه؛ سرچشمه خون و آزادی»ایلام و هفت‌چشمه؛ جغرافیای خون و مقاومت قسمت چهارم

 فصل سوم

ایلام و هفت‌چشمه؛ جغرافیای خون و مقاومت

۱ایلام در تقاطع تاریخ

هفت چشمه ایلام

استان ایلام، با کوهستان‌های صعب‌العبور و عشایر مقاوم، همواره جایگاهی ویژه در تاریخ مبارزات مردم ایران داشته است. این خطه، که مرز میان ایران و عراق است، در طول جنگ هشت‌ساله، بهای سنگینی پرداخت؛ اما در همان حال، بذرهای مقاومت علیه دیکتاتوری خمینی نیز در دل آن جوانه زد.
ایلام نه فقط جغرافیا، که یک سنگر تاریخی است.

۲هفت‌چشمه؛ از روستا تا سرچشمه مقاومت

هفت چشمه ایلام سرزمین لاله های سرخ مقاومت وطبیعت

تصویری از سر چشمه فداکاریهای بی نهایت وبی چشم داشت هفت چشمه تبدار، که خلق وتاریخ مینازد به این یلان مجاهد ،کوه وار

در دل این استان، روستای هفت‌چشمه قرار دارد؛ روستایی کوچک با جمعیتی محدود، اما با نامی بزرگ در تاریخ مقاومت.
هفت‌چشمه به «سره‌چشمه» معروف شد، چرا که سرچشمه‌ی شهامت‌های بزرگی بود. از همین خاک کوچک، چندین شهید برخاستند و نامشان را با خون خود بر تارک تاریخ نوشتند.

  • از هدایت کریم‌بیگی فرمانده فاز نظامی ایلام در سال ۱۳۶۰
  • تا عبادالله نادری پرستار فداکار که در قتل‌عام ۶۷ جان داد
  • تا خانواده زمانی با چندین شهید از دهه ۶۰ تا ۱۴۰۴

این پیوستگی نشان می‌دهد که هفت‌چشمه فقط یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه یک «کانون مقاومت» است.

۳ایلام و فاز نظامی مقاومت

ایلام به‌دلیل موقعیت مرزی و کوهستانی، به‌سرعت پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به یکی از پایگاه‌های طبیعی مقاومت تبدیل شد. مجاهدین خلق در این منطقه، ضمن ارتباط با عشایر و روستاییان، توانستند بخشی از فاز نظامی را سازماندهی کنند.
ایلام، مانند مازندران و گیلان، به «جبهه جنگل و کوهستان» شهرت یافت. اما ویژگی خاص آن، ترکیب جغرافیای مرزی با روحیه ایلاتی بود؛ ترکیبی که هم امکان مخفی‌کاری می‌داد و هم پشتوانه اجتماعی گسترده‌ای ایجاد می‌کرد.

۴هفت‌چشمه و قتل‌عام ۶۷

وقتی در تابستان ۱۳۶۷، خمینی فرمان قتل‌عام زندانیان سیاسی را صادر کرد، ایلام و هفت‌چشمه هم بی‌نصیب نماندندعبادالله نادری، پرستار فداکار و دایی خانواده زمانی، در همین کشتار سربدار شد.
این نشان می‌دهد که هفت‌چشمه هم در فاز نظامی و هم در فاز سیاسی و زندان، خون داده است.

۵پیوستگی تاریخی تا امروز

آنچه هفت‌چشمه را متمایز می‌کند، استمرار خون و مقاومت است.
از سال ۱۳۶۰ با هدایت کریم‌بیگی،
تا ۱۳۶۷ با عبادالله نادری،
تا ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ با خزعل و فلاح زمانی،
تا ۱۳۸۴ با حجت زمانی،
و نهایتاً تا ۱۴۰۴ با علی زمانی.

این یعنی بیش از ۴ دهه مقاومت، بدون وقفه. هفت‌چشمه به یک «نماد تاریخی» تبدیل شده است؛ گواهی زنده بر این حقیقت که مقاومت نه یک اتفاق مقطعی، که یک جریان عمیق اجتماعی است.

۶هفت‌چشمه؛ در حافظه مقاومت ایران

نام هفت‌چشمه امروز کنار نام‌هایی چون خی‌پوست در مازندران و دلخانی در رامسر و بی‌بالان در رودسر می‌درخشد. این نقاط، حلقه‌هایی از یک زنجیر هستند؛ زنجیر مقاومت سراسری مردم ایران در برابر دیکتاتوری مذهبی.


جمع‌بندی:
هفت‌چشمه، اگرچه در جغرافیا کوچک است، اما در تاریخ مقاومت ایران، یک سره‌چشمه است. سرچشمه‌ای که خون شهیدانش، از هدایت و عبادالله تا زمانی‌ها، آن را به جویباری جاودان بدل کرده است.

لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد

  لیبراسیون: غیبت مجتبی خامنه‌ای می‌تواند به یک بحران داخلی بینجامد جنازه گرداندن یا  مراسم تشییع علی خامنه‌ای در مصلای تهران - ۱٣ تیر ۱۴۰۵ ...